سلام بابایی من یکی که مخلصتم تو حتما دهم بهمن یادت هست آره درسته،دهم بهمن برا آخرین بارحداقل تا حالا اینطور بوده که بگم برا آخرین بار احساس کردم خیلی بهت نزدیک شدم واقعا اون روز تا دو ساعت تو این حس بودم و انگاری از زمین جدا شده بودم.اما با وفا مگه چه خطایی ازم سر زده که دیگه به سراغم نمیایی تو که با هیچکس قهر نمیکنی،با من قهری؟
شقایقات منتظر بارونتن تا سر از زمین سخت بیرون بیارن و با همین بارونت سر به زمین نرمت بذارن،بارون مهر و محبتت رو ازم دریغ نکن،میخوام همیشه با تو باشم.
یادت هست گفتم با طبیعت وارد بازی شدم که بازنده ای نداره،حالا با خودم درگیرم حس میکنم میتونه بازنده داشته باشه،آخه مثه گل شقایقی شدم که با باران رحمتت تمام گلبرگهاشو از دست می ده.
پی نوشت:
_ شما چی فکر می کنین؟ شقایق بازنده است؟
_هر چند دیر اما سال نو مبارک.