تبليغاتX
اطاق خالی

تولد،ازدواج،مرگ سه واژه ی مهم تو زندگی هر کدوم از آدماست.و چهار فصل زندگیم که به دید امروزیم دو فصل اون کاملان برام روشنه و دو فصل دیگش غیر قابل تصور.اما اینم میدونم که این روشنی به نظره من روشنه در حالیکه تاریکتر از اون دوتا فصل دیگس. نمیدونم چرا همش از مرگ میگم شاید تعداد دفعات مردن تو زندگی من بیشتر از اون دوتای دیگه بوده.آره همین طوره تو بهتر میدونی مگه نه؟من تولد رو تو مرگ میبینم ازدواج رو تو مرگ میبینم.میدونی میخوام راحت بشم از وحشتش رها بشم از حصارش ولی تصور اینکه یه لحظه فقط یه لحظه ازم رو برگردونی برام از مرگ عذاب آورتر و وحشتناک تره.پس تورو قسم ات میدم به زمان غزل سراییت کمکم کن کمکم کن

+ نوشته شده در  جمعه 1384/09/18ساعت 1:19  توسط دیوونه  |