تبليغاتX
اطاق خالی

میدونی این بار دیگه باور نداشتم  یه سری خاطراتمو از یاد  ببرم.  اما خیلی ساده با حضورت خاطراتی که یه سال و اندی آزارم میداد از دلم پاک شد و از یادم محو.فکر نمیکردم به این سادگی تو یه مدت خیلی کوتاه دلبسته بشم طوریکه به نظر خیلی مسخره بیاد خودت بهتر میدونی چی میگم. قبلن حتی اگه فرصتی برا زندگی نداشتم٬ اینطوری دل به اومدن ندادم خودم هم نمیدونم چم شده. اما اینو باور دارم که دل به صاحب دل دروغ نمیگه.از همون بچگی دوست داشتم آخر همه چیو داشته باشم مثه خونه ی بزرگ،ماشین بزرگ یا هر چی حالا هم یه ادعای بزرگ دارم شاید تو این مدت کوتاه خیلی مسخره باشه اما منو اهلی کردی.

به همین سادگی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/09/24ساعت 21:56  توسط دیوونه  |