تبليغاتX
اطاق خالی

آن پارتی در هتلی چهار طبقه یادت هست،دو طبقه اش را در این عالم واقع دیدم.آن ساعت با بند و صفحه ی آبی یادت هست،من دیگه یادم نیست آخه مثه اینکه همه ی ساعتهای دنیا وقتی بسته به مچ دستتن زیبا میشن.

 

پی نوشت:

-طبیعت بازیی با این دیوونه راه انداخته که هیچ یک از طرفین توش بازنده نیستن و الان این دیوونه مدتی رو باید بره تیمارستان شاید خیلی زود بیام خیلی زودتر از اون که میگم اما مدتی اینجا آپ نمیشه تا از تیمارستان برگردم.نمیخوام خوبم کنن میخوام همینطور دیوونه بمونم مطمئن باشین.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/10/29ساعت 1:32  توسط دیوونه  |