تبليغاتX
اطاق خالی

امروز درست همون موقعه ای که بارون رحمتت به زمین بوسه میزد یه حس غریب همچین به روحم رخنه کرد که منو به مهمونی آرامش برد،می دونی آروم شدم آرومه آروم آخه همه بابا دارن منم دارم اما بابای من بابای این بابا هاست حتی بدون اینکه خیلی هاشون بدونن.

 دوست دارم بابایی بخاطر همه چیز بخاطر اینکه باز هم آبم دادی باز هم نونم دادی و میدی.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/11/26ساعت 0:35  توسط دیوونه  |