تبليغاتX
اطاق خالی


این روزا روزایی که تحمل خیلی چیزا برام سخت شده ؟ ! سفیده یه چشام از شدت درد قرمز شده .از چشام خون میزنه بیرون. آخه تحمل دیدن دردو ندارم . از گوشام قاطی چرک خون میزنه بیرون ؟ انگاری درونم سالها پیش گندیده بوده و خودم خبر نداشتم ، الانم که تحمل شنیدن دردو ندارم . دماغم کیپ کیپه ؟ برا اینکه تحمل شنیدن بوی تعفن که از شدت درد بالا زده رو نداره ؟ ترک لبام که دیگه عمقش معلوم نیست ، لذت خوردن یه لیوان آبو ازم گرفته . آخه خسته از این زهریه که هر روز به خوردمون می دن . . . 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/10/06ساعت 23:46  توسط دیوونه  |